تبلیغات
مشاوران هیروو - مطالب اردیبهشت 1396

حفظ زندگی زناشویی در اینترنت

تاریخ:چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-02:12 ب.ظ



بدون تردید شبکه‌های اجتماعی درون اینترنت، قوانین دوستیابی و رابطه‌های زناشویی را تغییر داده است. دسترسی به تکنولوژی و امکان ابراز وجود توانسته است بخش بزرگی از مردم شهرهای جهان را در معرض دید غریبه‌ها و افراد بیرون از محیط سنتی قرار دهد.

تغییرات جدید به خودی خود شانس مراوده و تماس آدم‌های مجرد را گسترش داد و سکوی پرتاب خوبی برای جستجوی دیگران و معرفی خودشان گشت. اما خود این امکان جدید، به شکل مخاطره انگیزی تبدیل به یک وسیله پر تنش برای زوج‌هایی شده است که در یک رابطه زناشوییشان قرار دارند.

زوج‌هایی که همراه با بقیه افراد در ترافیک رو به گسترش آسان شدن آشنایی‌ها قرار می‌گیرند خواسته یا ناخواسته نمی‌توانند از بازار بزرگِ تماس‌ها جدا باشند. حضور وسیع و سرشار از اطلاعات شخصیِ مردان و زنان در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به وسوسه‌هایی منجر شود که از شیطنت‌ها و گپ و گفتهای دوستانه تا ابراز احساسات عاشقانه را در بر بگیرد.

بسیاری از افراد مقدار قابل توجهی از آرزو‌ها، نیاز‌ها و شرایط روحی و عاطفی خود را در شبکه‌های اجتماعی عیان می‌سازند. این واقعیت در کنار توانایی تماس همزمان با ده‌ها نفر در طی روز باعث می‌شود فرصت‌های بسیار فراوانی برای رابطه با دیگران فراهم شود.

به عنوان مثال دانشگاه می‌زوری امریکا یک تحقیق اجتماعی را منتشر کرده است که نشان می‌دهد افرادی که در توییتر فعال هستند، بیشتر از بقیه در معرض نظربازی، مغازله و تماس‌هایی هستند که می‌تواند منجر به رابطه‌های خصوصی و عاطفی شود.

در این میان، زوج‌ها بد نیست به این توصیه ها که ممکن است در پایداری رابطه زناشوییشان و اجتناب از وسوسه‌های هر روز افزاینده توجه کنند. مبادا که پیوند زناشوییشان قربانی سوء تفاهمات و افراط و تفریط‌های این دنیای تازه و بی‌در و پیکر بشود.
اگربه هر دلیلی، انرژی و وقت بیش از حدی را در اینترنت و دنیای تماس‌ها و دوستان صرف می‌کنید، بهتر است گاهی از آن فاصله بگیرید. باید هم شما و هم سایرین به طور خودکار یاد بگیرید حریمتان را حفظ کنید و تن به وسوسه‌های فراوان که بالاخره وجود دارد، ندهید

1- اطلاعات شخصی خود را به غریبه‌ها ندهید
_ به جز مواردی که مربوط به شغل و حرفه‌تان است سعی کنید از دادن اطلاعات مربوط به حضور خودتان در شبکه‌های اینترنتی حتی آدرس ایمیل و اسم فیسبوکی به «غریبه‌ها» خودداری کنید. دلیل اصلی این است که شاید برخی بپندارند یک تماس بی‌ضرر و گپ و گفت معمولی است، ولی چون شروع یک تماس و رابطه است که شریک زندگیتان به آن دسترسی ندارد و به طور طبیعی شانس توسعه آشنایی در آن وجود دارد احتمال به خط افتادن زندگی زناشویی شما هم زیاد می‌شود.

در لایک زدن روی تصاویر و یادداشت‌های شخصی دیگران دقت کنید. وقتی به عنوان مثال به تصویر زیبای یک نفر از جنس مقابل توجه نشان می‌دهید و شریک زندگیتان نیز آن را می‌ببیند، به خودی خود تنشی ایجاد می‌کنید که شاید عمدی نبوده است. گفتگوهای شخصی و حتی صحبت‌هایی که در آن ناز و عشوه و احساسات عاطفی وجود دارد، نیز در کمترین حالت، باعث برانگیختن احساس حسادت یا احساس منفی در شریک زندگیتان خواهد کرد. با توجه به اینکه در جمع مشترک دوستانتان، فامیل و اقوام و دوستان نزدیک هم شاهد این رفتار شما خواهند بود.
 
2 - به طور متناوب از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرید
اگر فکر می‌کنید به هر دلیلی، انرژی و وقت بیش از حدی را در اینترنت و دنیای تماس‌ها و دوستان صرف می‌کنید، بهتر است گاهی از آن فاصله بگیرید. باید هم شما و هم سایرین به طور خودکار یاد بگیرید حریمتان را حفظ کنید و تن به وسوسه‌های فراوان که بالاخره وجود دارد، ندهید.

3 – هرگز علیه همسرتان در شبکه‌های اجتماعی بدگویی نکنید
طبیعی است که گاهی از شریک زندگیتان دلخور می‌شوید یا یکی از خصلت‌هایش آزارتان می‌دهد. یا ناراحت هستید که توجهی به روز تولد شما نداشته است و حتی بخشی از مشکلات زناشویی حرص و غیظتان را در می‌آورد، ولی اینها دلیل نمی‌شود که آن را با شیپور از طریق اینترنت در سراسر جهان جار بزنید.

4 – ادای کارآگاه‌ها را در نیاورید
حسادت و عدم اطمینان به شریک زندگی آن هم به محض لایک زدن به تصویر یک جنس مخالف و بد‌تر از آن وارد شدن به حساب شخصیشان در مجموع شاید بخشی از نگرانی‌‌هایتان را پاسخ دهد، ولی اگر اینقدر نگرانید بهتر است از خودتان شروع کنید و به این سئوال اساسی پاسخ دهید که چه مشکلات دیگری در زندگی مشترکتان وجود دارد که تا این حد به رابطه موجودتان عدم اعتماد نشان می‌دهید. به هر حال هیچکس برایش مطبوع نیست که کارآگاهی را بالای سرش احساس کند.

در آخر فراموش نکنید همان قوانینی که بر فضای حقیقی حاکم است در فضای مجازی هم وجود دارد. به دلیل اینکه افرادی را نمی بینیم هرگونه رفتاری مجاز نیست.


نوع مطلب : روانشناسی خانواده 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به فرزندتان فحش ندهید!

تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1396-05:55 ب.ظ



ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخد. مربی مهد کودکی به زور به کودک غذا می‌دهد، موهایش را می‌کشد و او را هل می‌دهد؛ فردای آن روز پای تک‌تک خانواده‌ها به مهد فرزندشان در گوشه و کنار کشور باز می‌شود. عده‌ای تصمیم می‌گیرند مسئولیت نگهداری از کودک‌شان را در خانه برعهده بگیرند و عده‌ای به فکر ثبت نام فرزندشان در مهدکودک دیگر می‌افتند.

اگر شما هم در گروه والدینی هستید که به‌خاطر ترس از آزار دیدن فرزندتان به پاک کردن صورت‌مسئله و دور کردنش از اجتماع فکر می‌کنید، این پرونده را بخوانید. حتی شمایی که عاشقانه فرزندتان را دوست دارید، گاهی ناخواسته به یک کودک‌آزار تبدیل می‌شوید و حتی شمایی که برای رشد فرزندتان به آب و آتش می‌زنید، گاهی با بی‌خبری دست او را در دست یک کودک‌آزار می‌گذارید.

شاید شما هم مقصر باشید!
گاهی کودک توسط نزدیک‌ترین کسانش مورد آزار قرار می‌گیرد؛ حتی توسط مادر. چنین مادرانی نمی‌دانند که رفتارشان با کودک، چه لطمه بزرگی به وی می‌زند و او را دچار چه مشکلاتی می‌کند.

رفتارهایی از این دست، بسیار شایع و به عبارتی اپیدمی هستند، به همین سبب قبح‌شان را از دست می‌دهند. مادری که عصبانی می‌شود و بچه را در خیابان به شدت تکان می‌دهد یا سیلی می‌زند، بی‌آنکه به عواقب کارش فکر کند، به یک کودک‌آزار تبدیل می‌شود.

تنبیه‌ها و فشارهای روانی و جسمی در خانواده‌هایی که می‌خواهند به هر قیمتی فرزندان منضبطی بار بیاورند، نمونه دیگری از رفتارهایی است که به اسم تربیت با کودک و نوجوان اعمال می‌شود اما درواقع کودک‌آزاری به‌شمار می‌آید. اولین گام برای اصلاح رفتارهای غلط در زمینه کودک‌آزاری، آشنایی با انواع کودک‌آزاری و مصادیق آن است. پس در ادامه مطلب با رفتارهایی که در همه جای جهان کودک‌آزاری به‌شمار می‌آید، آشنا شوید.

به کودک‌تان بی‌توجهید؟
بی‌توجهی شاید شایع‌ترین نوع کودک‌آزاری باشد. والدینی که کودک‌شان را نادیده می‌گیرند، از متهمان اصلی آزار کودکان هستند. آزاری که اغلب دیده نمی‌شود و کسی به‌خاطرش مجازات نمی‌شود. به موارد زیر توجه کنید:

- مادری که به‌خاطر به هم خوردن تناسب اندامش، به نوزاد شیر نمی‌دهد و به او شیر خشک می‌خوراند، او را در معرض ابتلا به بیماری های جسمی و روحی قرار می‌دهد.

- پدر و مادری که برای بچه‌شان به اندازه کافی وقت نمی‌گذارند یا فرزندشان به جای غذای خانگی و سالم دائم فست‌فود می‌خورد و درنتیجه دچار چاقی و انواع بیماری‌هایی می‌شود که ناشی از چاقی هستند.

- پدر و مادری که در کوچه و خیابان برای شوخی یا تنبیه خود را از دید کودک خارج می‌کنند تا خیال کند گم شده و به این وسیله تنبیه شود یا خودشان تفریح کنند.

- پدر و مادری که به نظافت و بهداشت کودک بی‌توجه هستند. بچه لباس کثیف می‌پوشد و دیربه‌دیر حمام می‌کند. زیر ناخن‌های بلندش همیشه کثیف است و تذکری بابت شست‌وشو نمی‌گیرد.

- پدر و مادری که نسبت به آموزش و تربیت بچه بی‌تفاوت هستند و درنتیجه انسان بی‌اطلاع و بی‌تربیتی را به دست جامعه و طبیعت می‌سپارند.

- پدر و مادری که به هر دلیلی به بچه محبت نمی‌کنند. برایش وقت نمی‌گذارند. با او حرف نمی‌زنند. وقتی بچه حرف می‌زند، گوش نمی‌کنند و با شخص دیگری صحبت می‌کنند.

-موارد بی‌شماری در این باره وجود دارد و این مثال‌ها تنها مشتی از خروار هستند.

روانش خط‌خطی شده؟
آزار روانی را آزار خاموش می‌نامند. مصادیق آزار روانی از نظر شیوع و عادی شمرده شدن شباهت فراوانی به بی‌توجهی دارد. اما خلاف روشن بودن و عادی بودن، این رفتارهای غلط صدمات روانی جبران‌ناپذیری به کودک وارد می‌کنند و حتی در آزار روانی، اثرات سوء بدرفتاری با کودک بیشتر و مخرب‌تر است. می‌توانید در ادامه با نمونه‌هایی از آزار روانی آشنا شوید:

-  تحقیر کردن، فحش دادن، مقایسه کردن و کسی را به رخ کشیدن، تمسخر، مقابل دیگران از بدی‌های کودک حرف زدن و .. همگی حس حقارت را به کودک القا می‌کنند.

-  حبس کردن کودک در اتاق برای تنبیه و در را به رویش قفل کردن.

-  محدود کردن بیش از حد کودک یا نوجوان؛ بعضی والدین حتی تا سنین نوجوانی کودک را از حقوق طبیعی‌اش محروم می‌کنند. مثلا به او اجازه نمی‌دهند با هم سالانش بازی کند. نمی‌گذارند با هم‌کلاسی‌هایش رفت‌وآمد داشته باشد یا صحبت کند.

- مادری که به دلیل اختلاف با شوهرش، کودک را به حال خود می‌گذارد و خانه را به حالت قهر ترک می‌کند. حس ناامنی کودک حتی در بزرگسالی هم او را رها نخواهد کرد و این آسیب کمی نیست. 

بدنش کبود شده؟
تقریبا می‌شود گفت همه جای دنیا افراد بالغی که کودکان و نوجوانان را کتک می‌زنند، پیدا می‌شوند، اما این امر بیشتر در جوامع سنتی رواج دارد. مضاف براینکه برخی کتک زدن را نوعی روش تربیتی و ابزاری برای بزرگ کردن صحیح بچه می‌پندارند. مصادیق آزار جسمانی کودک به‌خاطر آسیبی که به جسم وارد می‌شود، کاملا آشکار است چون اغلب با کبودی نواحی مختلف بدن، شکستگی استخوان‌ها، خراش‌ها و زخم‌های مختلف همراه است. حتی تکان دادن بچه و هر رفتار خشونت‌آمیز دیگری هم می‌تواند آزار جسمی کودک به حساب بیاید.

این آسیب جبران‌ناپذیر است
هرچند انواع دیگر کودک‌آزاری در جوامع سنتی مورد توجه و پیگیری قرار نمی‌گیرد و سهل انگاشته می‌شود، ولی آزار جنسی حتی در این جوامع هم بسیار حساسیت‌برانگیز است. کودک به طور کاملا طبیعی در سنین کودکی ممکن است نسبت به اعضای بدن کودک دیگری کنجکاوی داشته باشد و این کنجکاوی را با سؤال کردن، نگاه کردن و دست زدن به او نشان دهد.

 در این صورت هرگز آزار جنسی صورت نگرفته است. آزار جنسی زمانی اتفاق می‌افتد که یک فرد بالغ با کودک رفتارهای جنسی انجام می‌دهد. بوسیدن، لمس کردن و انجام عمل جنسی با کودک به طور قطع و یقین کودک‌آزاری است. کودک به اقتضای سنش درکی از عمل جنسی ندارد و به همین دلیل اساسا نمی‌تواند گرایشی به رابطه جنسی داشته باشد. یک فرد بالغ نسبت به آنچه انجام می‌دهد آگاه است ولی کودکی که مورد آزار جنسی قرار می‌گیرد هیچ درکی از کاری که با او می‌کنند ندارد بنابراین تنها مقصر کودک‌آزاری، فرد بالغ است و بس.

فاجعه از کجا می‌آید؟
نمی‌توانید فرزندتان را در خانه حبس کرده و با این راه امنیتش را تضمین کنید. کودک شما در همین دنیایی زندگی می‌کند که هزاران نفر از همسالانش قربانی کودک‌آزاری می‌شوند و  پیش از امتحان کردن هر راهی برای پیشگیری باید بدانید در چه دنیایی زندگی می‌کنید.

چرا کودک‌آزاری اتفاق می‌افتد؟
هر نوع سوء‌رفتاری که موجب لطمه دیدن تن و روح کودک شود، کودک‌آزاری به‌شمار می‌آید و متاسفانه در همه جای دنیا این پدیده به شکل اپیدمی وجود دارد.

نتیجه مطالعاتی که در کشورهای پیشرفته صورت گرفته نشان می‌دهد اغلب مجرمان جنسی، خودشان قربانی کودک‌آزاری بوده‌اند و در کودکی مورد آزار جسمی و جنسی قرار گرفته‌اند. آنها با مشکلات متعدد هیجانی، رفتاری و ارتباطی دست به گریبان هستند و هیچ یک از مشکلات‌شان حل نشده است. فقر الزاما عامل کودک‌آزاری نیست. با این وجود، درصد بالایی از کودک‌آزارها به خانواده‌های بسیار فقیری تعلق داشته‌اند. بیکاری هم از دیگر عوامل بروز کودک‌آزاری شناسایی شده است. مخصوصا اگر فقر و بیکاری توام شوند، زمینه را بیش ازپیش برای کودک‌آزاری فراهم می‌کنند.

در دنیا چه می‌گذرد؟
در کشورهایی که آمار دقیقی از آزار کودکان ارائه می‌شود، متوجه شده‌اند میزان کلی این آزارها کاهش پیدا کرده اما میزان مرگ‌و‌‌میر کودکان در اثر کودک‌آزاری بالا رفته است.

امروزه در بعضی کشورهای اروپایی و آمریکایی مثل آلمان، سوئد، اسپانیا، فرانسه و ایالا‌ت‌متحده مجازات بسیار سختی در انتظار کودک‌آزار است. به‌عنوان مثال در آلمان و سوئد اگر سن کودک‌آزار بالای 25 سال باشد، طبق قانون و با تایید کمیسیون پزشکی فرد مجرم به وسیله دارو عقیم می‌شود.  

زندگی چطور می‌گذرد؟
آسیب‌دیدگی در دوران کودکی اگر به‌موقع بهبود پیدا نکند، در کودکی و بزرگسالی مشکلات بزرگی را به‌وجود خواهد آورد. نیمی از بستری‌های روانپزشکی در کودکی آزار دیده‌اند. افرادی که در دوران نوزادی مراقبت خوبی ازشان به عمل نیامده است، در بزرگسالی دچار ناراحتی‌های بسیار می‌شوند.

نوزادی که آزار دیده، دیرتر زبان باز می‌کند، در بزرگسالی نمی‌تواند ادرار و مدفوعش را کنترل کند،در مدرسه نمی‌تواند با همسالانش ارتباط خوبی برقرار کند، سطح نمرات این کودکان معمولا پایین است،در حوزه‌های رفتاری و اجتماعی مشکل داشته و زندگی اجتماعی نابسامانی دارند. اینها حتی در ازدواج، رفتارهای خشونت‌باری از خود نشان می‌دهند. همچنین ریسک ابتلا به بیماری‌های روانپزشکی مثل افسردگی، اضطراب، اختلالات رفتاری و... تا حد زیادی در قربانیان کودک‌آزاری بالا می‌رود.  باتوجه به این آسیب‌ها لزوم درمان آسیب‌دیدگی به‌موقع در کودکی روشن می‌شود.

چطور درمانش کنیم؟
اگر متوجه شدید کودک مورد آزار قرار گرفته، خودتان دست به کاری نزنید. مشکلات روانی بعد از این اتفاق آنقدر پیچیده است که به تنهایی نمی‌توانید وضعیت را به حال عادی برگردانید. معمولا در چنین مواردی خانواده آنقدر درگیر شکایت از کودک‌آزار و طی مراحل قانونی می‌شود که کودک در این میانه فراموش می‌شود. غفلت در درمان زودهنگام کودک، می‌تواند آینده‌اش را تباه کند؛ چون تاثیرات کودک‌آزاری بسیار مخرب است و اگر درمان نشود،مشکلات بیشتری را به دنبال می‌آورد. ضمن اینکه شما هر قدر هم دلسوز و مهربان باشید علم پزشک را ندارید و شاید راهکاری که به نظر شما سودمند می‌رسد، از نظر علمی غلط باشد بنابراین درمان را تا زمان بهبود کامل کودک (به تشخیص پزشک) ادامه بدهید.

از کجا بفهمیم آزار دیده است؟
-برای والدینی که به کودک اهمیت می‌دهند، تشخیص ناراحتی کودک کار سختی نیست. کافی است از کنار تغییرات رفتاری به سادگی عبور نکنند.

-  کودکی که مهد یا مدرسه می‌رود، ولی یک مرتبه بدون دلیل دیگر نمی‌خواهد به مدرسه برود و مدام بهانه می‌آورد تا در خانه بماند.

-  کودکی که از یک فرد خاصی می‌ترسد و با دیدنش پنهان می‌شود یا گریه سر می‌دهد؛ ممکن است این فرد مربی مهد یا معلمش باشد، یا یکی از افراد فامیل.

-   کودکی که از کابوس‌های شبانه و مکرر خلاص نمی‌شود.

-   کودکی که حالتی شبیه به حالت مسخ به او دست داده است. تمام روز را یک گوشه کز می‌کند و حتی اگر پیشنهادهای جالب به او بدهید، به هیجان نمی‌آید.

-   کودکی که نظم خوابش به هم خورده یا ممکن است با هر صدای کوچکی از جا بپرد، بترسد یا گریه کند.

-  کودکی که آزار را در بازی‌هایش شرح می‌دهد. اگر در بازی‌های کودک مورد مشکوکی دیدید، آن را صرف بازی یا اشتباه کودک تلقی نکنید.

-   کودکی که مورد آزار جنسی قرار گرفته، عروسک‌هایش را لخت می‌کند و به بدن آنها دست می‌زند. در صورت مشاهده هر رفتار این چنینی که در قالب کودکی نمی‌گنجد، مسئله را جدی بگیرید.

- بعضی نشانه‌ها ظاهری هستند و راحت‌تر کشف می‌شوند؛ مثلا درد در ناحیه پشت، کبودی، اثر سوختگی، التهاب پوست، یبوست بدون منشا تغذیه‌ای و بی‌اختیاری ادرار و...

- بچه‌هایی که دچار سوزش، خارش، عفونت و ترشح در ناحیه تناسلی می‌شوند را حتما برای مداوا پیش پزشک ببرید.

از کودک چطور سؤال کنیم؟
اگر نشانه‌ای دیدید، آرامش خود را حفظ کنید. نحوه برخورد شما می‌تواند یک بار برای همیشه او را به سکوت یا اطمینان وادارد. خیلی وقت‌ها کودک از نحوه برخورد والدین آسیب می‌بیند.  وقتی مادر آشفته و ناراحت است. کودک با خودش فکر می‌کند که مقصر این ناراحتی‌ها اوست و علاوه بر حس گناه دیگر درباره خودش با مادر حرف نمی‌زند.

-  سؤال کنید، ولی لحن‌تان حین سؤال کردن خوب و آرام باشد.

-  هیچ‌وقت از بچه‌ها سؤالات مستقیم نکنید. کودک در مواجهه با سؤالات مستقیم و بی‌پرده راه انکار را پیش می‌گیرد. هرچه سن کودک کمتر باشد، باید سؤالات غیرمستقیم‌تر طرح شوند.

-  کودکانی که مورد آزار قرار می‌گیرند تهدید می‌شوند که اگر با کسی درباره این موضوع صحبت کنند، بلایی سرشان خواهد آمد. کودک‌آزار برای محکم‌کاری کودک را به مرگ پدر و مادرش تهدید می‌کند. به شکل غیرمستقیم به کودک این اطمینان را بدهید که تحت هر شرایطی از او حمایت می‌کنید.

چطور بچه‌ها را آگاه کنیم؟
آگاهی دادن به کودک هم راهکار پیشگیرانه‌ای است که خانواده‌ها نباید از آن غفلت کنند. بعضی معتقدند اگر با بچه درباره این موضوع صحبت شود، چشم و گوشش باز می‌شود. این افکار غلط را دور بریزید. نادیده انگاشتن کودک‌آزاری راه‌حل مقابله با آن نیست. روش‌هایی هست که والدین هوشیار با استفاده از آنها کنترل امور کودک را- حتی در زمان غیاب‌شان- در دست می‌گیرند.

- در سال‌های اول دبستان می‌توانید با کودک در محیطی دوستانه صحبت کنید. سعی کنید طوری فضاسازی کنید که کودک متوجه نشود با مسئله غیرعادی‌ای مواجه است. حین بازی یا گردش و در موقعیت مناسب با او در مورد اعضای بدن انسان صحبت کنید. هرچه صحبت‌های‌تان شیرین‌تر و جذاب‌تر باشد، تاثیر آموزش شما روی کودک‌تان بیشتر خواهد شد.

-  به کودک بگویید یک سری از قسمت‌های بدن هستند که جزء مامان، بابا و دکتر فرد دیگری حق ندارد آنها را ببیند. حتی اگر کسی خواست آن قسمت‌ها را نشانش دهید، این کار را انجام ندهید.

-  به کودک بگویید اگر کسی خواست به قسمت‌های خاص بدنش دست بزند، بزرگ‌تر‌ها را با خبر کند.

-  مرزهای کودک را نشانش بدهید. به او بگویید چه کسانی تا چه حدی می‌توانند در آغوشش بگیرند، ببوسندش و لمسش کنند.

- در این کار افراط نکنید. کودک اگر متوجه حساسیت بیش از حد شما شود، خودش هم حساس می‌شود و این مسئله برایش خوب نیست.

چطور پیشگیری کنیم؟
-  خودتان کودک‌آزار نباشید! هیچ یک از چهار نوع آزار را بر کودک روا ندارید.

-  اگر بناست کودک‌تان را به مهد بفرستید، حتما در انتخاب مهدکودک دقت کنید. درباره نوع آموزش، مربیانی که آنجا کار می‌کنند و بهداشت محیط حسابی تحقیق کنید.

-  گاهی سر زده و بدون اطلاع قبلی به مدرسه و مهدکودک بروید و ببینید رفتار پرسنل با کودکان چگونه است.  به مدارس و مهدکودک‌هایی که به دوربین مداربسته مجهز هستند بیشتر می‌شود اطمینان کرد.

- این حساسیت را در مورد تمام کسانی که قرار است با کودک در ارتباط باشند، داشته باشید، حتی راننده سرویس را از قلم نیندازید. اغلب کودکان توسط کسانی آزار می‌بینند که خانواده به آنها بیشترین اعتماد را دارد.

- از کودک‌تان بخواهید هر روز برای‌تان تعریف کند که چه کارهایی انجام داده است. البته مبالغه نکنید. اما فضای اعتماد را به وجود بیاورید و به کودک‌تان القا کنید که همیشه، بدون قضاوت در موردش، می‌توانید محرم اسرار او باشید.



نوع مطلب : روانشناسی کودک 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توقعات همسران و بروز نارضایتی از زندگی زناشویی

تاریخ:چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396-12:42 ب.ظ


چه عواملی در زندگی زناشویی می توانند موجب بروز نارضایتی در زوجین شوند چه توصیه هایی به ما در این زمینه کمک خواهند کرد پیشگیر از بروز اختلافات زناشویی با چه رفتارهایی امکانپذیر خواهد بود توقعات همسران از فرد مقابل در زندگی چیست؟
 برخی تصور می کنند عشق به معنای قربانی کردن مواردی است که در نهایت خوشبختی ما را در پی دارند. این در حالی است که روانشناسان بر این باورند جدا از عشق و علاقه ای که بین زوجین وجود دارد و فشار روانی که بعضاً به آنان تحمیل می شود، قربانی کردن خوشبختی در ازای راضی نگه داشتن همسر کار غیر منطقی و ناشایستی محسوب می شود.
این مسئله مخصوصاً زمانی که فرد از شریک عاطفی یا همسرش توقعات غیر واقع بینانه داشته باشد، نمود بیشتری می یابد. برای مثال ممکن است فرد از همسر خود انتظار داشته باشد که تمام زمان، انرژی و تلاش خود را بی چون و چرا صرف او کند.
سازش عنصری مهم در زندگی مشترک محسوب می شود. به عبارت دیگر قرار نیست در زندگی مشترک هر کاری که می خواهیم، انجام دهیم و به خواسته های همسرمان توجهی نداشته باشیم.

اما سوالی که مطرح می شود این است که تا چه میزان باید به خواسته های همسرمان پاسخ دهیم؟
اصطلاحاتی مانند “یک روح در دو بدن” ممکن است به طور غیرمستقیم این ذهنیت را در افراد به وجود آورد که زن و شوهر (یا عاشق و معشوق) باید “همه چیز” را فدای رابطه شان کنند و به زبان عامیانه دربست در اختیار یکدیگر باشند!
همچنین این انتظارات بی مورد ممکن است از سوی “همسر” تحمیل نشوند و خود فرد احساس کند حقی به گردنش بوده و باید فراتر از انتظارات همسر خود عمل کند. به عقیده روانشناسان، این انتظارات چه ریشه درونی و چه منشأ بیرونی داشته باشند، باعث سلب آرامش زوجین شده و نارضایتی آنان را به همراه دارند.

زوج های موفق بین خواسته های خود با خواسته های همسر به خوبی تعادل برقرار کرده و موارد زیر را قربانی رابطه عاطفی شان نمی کنند:

1.زمان تنهایی
درست است که زن و شوهر باید در خوشی و ناخوشی کنار هم باشند، اما رعایت حریم شخصی و زمان های تنهایی از اهمیت بسیاری برخوردار است. توجه به این نیاز همسر به معنای افزایش کیفیت و سلامت رابطه است. اختصاص تک تک ثانیه های زندگی به همسر کار اشتباهی محسوب می شود.

2.افراد نزدیک
برقراری رابطه صمیمانه با خانواده همسر و دوستان و آشنایان او زندگی را برای ما لذت بخش تر می کند. اما گاهی ممکن است این روابط بنا به دلایلی تیره و تار شوند. در چنین شرایطی درخواست از همسر برای قطع رابطه با نزدیک ترین افراد زندگی اش کار چندان درستی نیست.
یک مشاور خانواده در این خصوص می گوید: زمانی که همسرتان از شما می خواهد از خانواده، آشنایان یا دوستانتان دور شوید، در واقع در صدد کنترل و محدود کردن شما بوده و خواسته های شما را در نظر نمی گیرد.

3.تفریحات
تفریح بخش مهمی از زندگی محسوب شده و باعث نشاط افراد می شود. قربانی کردن تفریحاتی که همیشه برای ما دلنشین بوده در ازای راضی نگه داشتن همسر اساساً غیر منطقی و ناعادلانه است.

4.پول
هیچگاه تصور نکنید که بی چون و چرا باید برای هر آنچه همسرتان طلب می کند، پول خرج کنید (مگر اینکه پول در جیبتان سنگینی کند). در مورد مخارج و هزینه هایی که قرار است پرداخت کنید، صریح باشید.

5.آمال و آرزوها
می دانیم قرار نیست همه آرزوها برآوره شوند. اما، دلیل نمی شود که در ازای جلب رضایت دل همسرتان از آرزوهای خود دست بکشید.
در شرایطی خاص ممکن است قضاوت در مورد اینکه چه کسی در حال قربانی کردن تمایلات درونی خود است، کار دشواری محسوب شود. برای مثال شرایطی را در نظر بگیرید که موقعیت کاری مناسبی برای همسرتان در خارج از کشور فراهم شده است. آیا حاضر می شوید به همراه همسر خود مهاجرت کنید؟
اگر با درخواست همسرتان مبنی بر مهاجرت به کشوری دیگر موافقت کنید، مشکلاتی چون دوری از اقوام، مشکلات فرهنگی و غیره در انتظارتان خواهد بود. اگر با پیشنهادش مخالفت کنید، خواسته و انتظار همسرتان را زیر پا گذاشته اید.
روانشناسان در این خصوص می گویند در طول زندگی فرصت کافی برای برقراری تعادل بین نیازهای خود و همسر وجود دارد، به طوری که زن و شوهر در مقاطع مختلف زندگی مشترک ممکن است مجبور شوند از یک سری نیازهای خود صرف نظر کرده و دسته ای از خواسته هایشان را به همسر تحمیل کنند.
در مجموع، نارضایتی در رابطه زناشویی زمانی اتفاق می افتد که یکی از زوجین تصور کند در این فرآیند بده و بستان، در جایگاه قربانی قرار گرفته یا دست کم بیش از همسرش به خواسته های خود پاسخ منفی داده است.


نوع مطلب : روانشناسی خانواده 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با زنان حساس چگونه برخورد کنیم؟

تاریخ:یکشنبه 17 اردیبهشت 1396-05:32 ب.ظ



زن ها نسبت به مردها احساسات شان رقیق تر است. این یکی از ویژگی های رفتاری آنهاست و به خودی خود، نقص محسوب نمی شود. البته میزان حساسیت همه زن ها یکسان نیست؛ همانطور که مردها به لحاظ روحی با هم متفاوت هستند.

نوسان های خلقی یکی از ویژگی های خانم هاست، باید این نوسان را کنترل کرد یا با آن کنار آمد؟ زن ها نسبت به مردها احساسات شان رقیق تر است. این یکی از ویژگی های رفتاری آنهاست و به خودی خود، نقص محسوب نمی شود. البته میزان حساسیت همه زن ها یکسان نیست؛ همانطور که مردها به لحاظ روحی با هم متفاوت هستند. زن ها همگی روی موج احساسات شان سوار هستند و این ارتباطی به میزان اعتماد به نفس آنها ندارد اما معمولا در زمانی که احساس خوبی دارند، اعتماد به نفس شان هم بالاتر است.

باهوش ها، حساس ترند

ممکن است همسر شما زن تحصیلکرده و با اعتماد به نفسی باشد. اتفاقا در این زنان حساسیت حسی بالاتر است؛ به همین دلیل همسر شما کوچکترین گوشه و کنایه را متوجه شده و آشفته می شود. به همین دلیل هم کوچکترین تلنگر احساسی، ناگهان خلق و احساساتش را تغییر می دهد اما این تلاطم موقتی است. به همین دلیل خق آنها ممکن است در طول روز چند بار تغییر کند.

زنانی که به لحاظ هوشی از بهره هوش بالاتری برخوردار هستند، حساس تر و دقیق تر هستند. پس این یک نقص رفتاری نیست. برای آنکه بتوانید به او کمک کنید، با همسرتان صحبت کنید. به او بگویید که متوجه ظرایف رفتاری او هستید. متوجه هستید که او به دلیل هوش بالایی که دارد، رفتار نادرست افراد را درک می کند. به او کمک کنید تا حرف بزند و زمانی که درباره آنچه غمگین شده حرف می زند، سعی نکنید او را نصیحت کنید. فقط سکوت کرده و گوش کنید. سپس به او اطمینان بدهید که او را درک می کنید، همراهش هستید و نمی گذارید دیگران به او آسیب احساسی وارد کنند و این کار را به صورت عملی انجام دهید.

برای مثال زمانی که احساس می کنید دیگران با حرف یا رفتارشان درصدد ناراحت کردن همسرتان هستند، مداخله کنید و با جواب دادن زیرکانه به آنها، موضوع را تغییر داده یا مسئله را با شوخی و شیطنت لوث کنید. نگذارید بحث ادامه پیدا کند. همسر شما حتما متوجه همراهی شما خواهد شد.

با اعتماد به نفس منافات ندارد

همسر شما اعتماد به نفس بالایی دارد اما گاهی این اعتماد به نفس به دلیل مشکلات احساسی که برایش پیش می آید، آسیب می بیند. اعتماد به نفس خانم ها درست مثل امواج دریا در نوسان است. زمانی که به هر دلیل احساس آنها تحریک شود، اعتماد به نفس شان کاهش می یابد. به همین دلیل هم همسر شما با وجودی که زن با اعتماد به نفسی است اما گاهی اعتماد به نفسش را از دست می دهد.

در شرایطی که اعتماد به نفس همسرتان پایین است، فرصت خوبی برای خانه تکانی عاطفی است؛ به این معنی که وقتی به لحاظ اعتماد به نفس در شرایط نامناسبی قرار دارند، فرصت خوبی برای اظهار عشق به آنهاست تا دوباره اعتماد به نفس شان را به دست آورند.

بنابراین در شرایطی که حس می کنید همسرتان اعتماد به نفسش کاهش یافته با او بیشتر همراه شوید. عشق و علاقه تان را بیشتر نشان دهید. او را تنها نگذارید. سعی کنید به هر شیوه ممکن او را آرام کنید تا اعتماد به نفس را به دست بیاورد. اگر زن با اعتماد به نفسی مانند همسر شما، اعتماد به نفسش را از دست داده است، این به این معنی نیست که از این به بعد به فردی بی ثبات و ناتوان تبدیل شده است. او در دوره ای خاص ناتوان از برقراری تعادل در احساسش شده است که توجه و همراهی شما، مشکلش را برطرف خواهد کرد.

سکوتش را بشکنید

اگر همسر شما در شرایطی که دچار مشکل احساسی می شود، سکوت می کند. مسئول شکستن این سکوت، شما هستید. اما برای شکستن این سکوت باید در اولین فرصت اقدام کنید. مثلا اگر بعد از یک میهمانی خانوادگی احساس کردید همسر شما سکوت کرده است، سر حرف را باز کنید.

اگر می دانید دقیقا چه موضوعی او را آزرده کرده است، دقیقا سراغ اصل موضوع بروید. درباره مسئله پیش آمده نظرتان را بگویید. این شروع خوبی برای شکست سکوت همسرتان است اما اگر نمی دانید همسرتان دقیقا از چه موضوعی رنجیده است، کافی است از مهمانی، رفتار افراد یا حتی لباس پوشیدن افراد حرف بزنید تا همسرتان سکوتش را بشکند اما اگر هیچ کدام از این راه ها نتیجه ای در پی نداشت، شما هم سکوت کنید.

شاید همسرتان برای صحبت کردن درباره موضوع آمادگی ندارد. در این شرایط منتظر بمانید؛ شاید او یک ماه یا یک سال بعد درباره موضوع صحبت کند. گاهی تلاش شما برای شکست سکوت کافی یا مناسب نیست. در این شرایط سکوت کنید. او خودش به حرف خواهد آمد اما حواس تان به مدت زمان و شکل سکوت او باشد.

گاهی زن ها در روزهای نخستی که مشکلی برایشان پیش می آید، سکوت می کنند؛ همین مسئله باعث می شود صحبت کردن درباره آن برای او سخت شود. بنابراین حواستان باشد اگر سکوت او طولانی شد، به شکلی او را به حرف آورید. زن ها نیاز دارند با همسرشان صحبت کنند. این مسئله به آنها امنیت و آرامش می دهد.

نوسان را از بین نبرید

همسرتان گاهی دچار نوسان خلق می شود. اشتباه اغلب آقایان این است که تلاش می کنند به هر شکل ممکن نوسان خلق همسرشان را از بین برده شرایط را به سرعت به حالت اولیه بازگردانند.  این کار اشتباهی است. این کار اوضاع را بدتر می کند؛ به این دلیل که باید به طرف مقابل تان فرصت بدهید تا مشکل پیش آمده را هضم کند. این نوسان خلق نوعی حالت تدافعی است که زن ها به آن احتیاج دارند تا شرایط را سنجیده و از خود دفاع کنند.

اشتباه دوم این است که آقایان تلاش می کنند تا از افت خلق همسرشان جلوگیری کنند اما باید بگذارید که نوسان خلق او را به پایان خط برساند تا بعد از طی کردن یک دوره خاموشی دوباره به حالت عادی بازگردد. در واقع نوسان خلق یکی از حالت های رفتاری طبیعی زنان در زمان ناراحتی است که باید آقایان فقط با آن کنار بیایند.

هر نوع نصیحت، توضیح یا تلاش برای تغییر خلق تا زمانی که شخص خودش نخواهد موفق نبوده و بیشتر باعث عصبانیت همسرتان می شود؛ پس به او فرصت دهید.

وقتی به حرف آمد، سکوت کنید

بعضی از زن ها به محض بروز مشکل، شروع به صحبت می کنند. این افراد برونگرا هستند اما توضیح های شما نشان می دهد که همسر شما هر چند با دیگران ارتباط خوبی دارد اما درباره مشکلات خودش، درونگراست. به این دلیل که بیشتر رفتار شخصی اش تغییر می کند و با دیگران کاری ندارد؛ بنابراین این افراد سخت به حرف می آیند. بنابراین صبر کنید تا همسرتان به حرف بیاید و زمانی که شروع به صحبت درباره مشکلاتش کرد، سکوت کنید و به حرف هایش گوش کنید. زمانی که صحبت هایش تمام شد، به او راهکار ارائه دهید اما اگر دیدید نسبت به شنیدن حرف های شما بی میل است؛ بحث را ادامه ندهید. او در آن زمان خواسته که صحبت کند، بدون اینکه حرف و نصیحتی بشنود؛ پس به خواسته او احترام بگذارید. همین که او حرف زده، سبک شده است و این کافی است.

مردانه رفتار می کند

مردها در زمان بروز مشکل سعی می کنند به غار تنهایی شان فرو بروند، کمتر حرف می زنند اما گوشه گیر نمی شوند. در توضیح رفتار همسرتان اشاره کردید که او گوشه گیر و کم حرف می شود.این رفتار به نظر مردانه می آید اما بعضی از زنان نیز علاقه ای به صحبت کردن درباره مشکل شان ندارند اما برخلاف مردها که در این شرایط هر چه بیشتر از آنها سوال کنید، بیشتر در خودشان فرو رفته و عصبی می شوند، زن ها به عکس دوست دارند همسرشان آنها را از غار تنهایی بیرون بیاورد.

این رفتار همسر نوعی ابراز علاقه به زن است که برای او بسیار خوشایند و دلنشین است اما درباره زنان باید این نکته را به خاطر داشت که شیوه خارج کردن آنها از غار تنهایی کاملا متفاوت بوده و منحصر به فرد است. باید یاد بگیرید که همسر شما چطور از غار بیرون می آید تا بتوانید به او کمک کنید.

سرزنش ممنوع

به هیچ وجه او را به خاطر احساسات رقیقش سرزنش نکنید. این ویژگی رفتاری اوست. ممکن است شما هم هزار و یک خصوصیت بد و خوب داشته باشید. به جای آنکه او را سرزنش کنید، کمکش کنید تا کمی از رقت احساسش کم کند اما راه آن سرزنش کردن نیست.

بهترین راه جدی بودن اما مهربان بودن با اوست. در واقع زمانی که او عصبی یا حساس شده است، شما باید با رفتارتان کفه ترازو را به تعادل برسانید. یادتان باشید در بین حرف هایتان هیچ حرفی نزنید که نشانه تحقیر، سرزنش یا توهین ناخودآگاه به او باشد. گاهی ممکن است رفتار و گفتار مردانه شما هم برای زن ها سنگین تمام شده و آن را توهین به خود حساب کنند، پس کلمات و جمله ها را گزیده انتخاب کنید.

3 نکته طلایی برای کمک به همسرتان

* دقت کنید:

حواستان باشد چه حرف و حدیث هایی همسرتان را دلخور می کند، بنابراین وقتی در جمعی هستید و حس می کنید بحث به سمت موضوع هایی می رود که همسرتان را آزرده می کند با مهارت موضوع بحث را تغییرل دهید.

* اصرار نکنید:

اگر همسرتان تصمیم گرفته به دلیل رفتار نامناسب هر کسی، اعم از مادر و خواهر خودش یا شما برای مدتی مراوداتش را کم یا متوقف کند، با او مخالفت نکنید. گاهی این دوری و دوستی می تواند نتیجه بهتری را به همراه داشته باشد.

* قلقش را پیدا کنید

بعضی زن ها به ویژه آنهایی که بهره هوشی بالایی دارند، قلق رفتاری خودشان را دارند. در شرایطی که همسرتان رفتار خاصی در پیش گرفته بیشتر او را زیر ذره بین ببرید تا قلق او بیشتر به دست تان بیاید اما به رویش نیاورید. فقط حواس تان به او باشد.



نوع مطلب : روانشناسی خانواده 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رفتار پدر با دختر در دوران بلوغ

تاریخ:پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396-06:26 ب.ظ

رابطه پدر با دختر در دوران بلوغ،ارتباط با فرزندان دختر در دوران بلوغ،مواجهه صحیح والدین و نوجوانان و جوانان با این نیاز نیرومند در فاصله زمانی بین بلوغ و ازدواج نقش بسزایی در نهادینه كردن بهداشت روانی– اخلاقی در افراد، خانواده‌ها و نهایتاً جامعه دارد و به عكس بی‌توجهی، سوء تدابیر تربیتی و گاهی نیز موضع‌گیری‌های به اصطلاح روشنفكرانه گروهی از والدین موجب می‌شود كه عده‌ای از دختران و پسران در تأمین چنین نیازی به بیراهه رفته، تسلیم هیجانات عاطفی خود شوند.

 

این گروه دختران و پسران با ایجاد ارتباط پنهان و آشكار با یكدیگر به استقبال سرنوشت شومی می‌روند كه گاهی حتی سرتاسر فضای زندگی آینده آنها را تحت تأثیرات شوم خود قرار می‌دهد. لغزش دختران از معیارهای اخلاقی معمول عوامل بی‌شماری است كه یكی از مهمترین این عوامل ناآگاهی بعضی از پدران از لطایف و وظایف مربوط به شناخت و تأمین نیازهای عاطفی – عقلانی دختران می‌باشد.

نتایج برخی از تحقیقات در این زمینه حاكی از آن است كه بسیاری از دختران معصومی كه در دام روابط غیراخلاقی گرفتار آمده‌اند، همواره روابط سرد و معیوبی با پدران خود داشته و نه تنها توجه محبتی از جانب آنان دریافت نكرده‌اند كه به اشكال مختلف مورد تحقیر و سرزنش، تنبیه و سخت‌گیری‌های افراطی یا تبعیض و بی‌تفاوتی‌ آنها واقع شده‌اند. برای درمان یا پیشگیری از بروز پیامدهای ناگوار در زندگی دختران و خانواده‌ها توصیه‌هایی هر چند اجمالی در ذیل ارائه می‌شود كه امید است والدین به خصوص پدران زحمتكش با توجه و عمل به آنها گام‌های مۆثری در تربیت صحیح دختران كه مادران و آینده‌سازان جامعه‌اند، بردارند.

بیشتر به حرف‌های او گوش دهید نه اینکه برایش سخنرانی کنید و مطمئن باشید خود این گوش کردن بهتر از هر روش دیگری او را به تفکر وادار کرده، نظرات او را اصلاح کرده و او را با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌سازد


نکات مهم در رابطه پدر با دختر در دوران بلوغ

رابطه‌ای هدفمند و در چارچوب
در دوره‌ بلوغ به دخترتان توضیح دهید که ممکن است در این سن، در اجتماع کم‌کم، توجه‌هایی را از جنس مخالف دریافت کند اما این توجه‌ها لزوماً نشان‌دهنده علاقه فرد مقابل به او نیست. پس بهتر است که خیلی روی این موارد حساب باز نکند. در عین حال این توجه‌ها گاهی به مزاحمت‌هایی منجر می‌شوند که هر دختری باید راه‌های مقابله با آن را فرا بگیرد. در درجه‌ اول راه‌های پیشگیری از این موارد را به او یاد دهید. مواردی چون مشخص ساختن حد رابطه خود با پسرها از همان اولین برخورد.

در مرحله بعدی راه‌هایی را معرفی کنید که اگر مزاحمتی برایش ایجاد شد چگونه از خودش دفاع کند و یا مزاحمت را به حداقل برساند و این اطمینان را در او ایجاد کنید که اگر هر مشکلی برایش پیش آمد شما و مادرش پشتیبان او خواهید بود. اهمیت این نکته زمانی مشخص می‌شود که دخترها مشکلات کوچک را از ترس برخوردهای خشن، از خانواده مخفی می‌کنند و خود این پنهان‌کاری، باعث سوء‌استفاده از جانب دیگران و بروز مشکلات شدیدتر می‌گردد. با توجه به پایین آمدن سن بلوغ روانی در طی سال‌های اخیر بهتر است این مسایل را در شروع دوره راهنمایی با دخترتان در میان بگذارید یعنی قبل از اینکه تجارب ناخوشایندی برایش روی داده باشد.

نیازهای دخترونه
با توجه به رشد دخترتان درباره مسایل مربوط به دوستی بین دختر و پسر در این سن و مشکلات و خطرات دوستی‌های ناسالم و به دور از اطلاع خانواده برایش توضیح دهید اما توجه داشته باشید که نباید میل به جنس مخالف را آن‌قدر طبیعی جلوه دهید که دختر شما اگر هم تا به امروز توجه زیادی را صرف این موضوع نمی‌کرده از فردا درگیری ذهنی زیادی پیدا کند. در مورد عقیده خودتان و همسرتان با او، در این رابطه صحبت کنید.

از عبارت‌های باید و نباید استفاده نکنید چرا که در این مرحله هدف، آگاه کردن او از عقاید شماست.

این توضیحات باعث می‌شود دخترتان متوجه شود که شما در مورد او و تغییراتی که برایش رخ داده، بی‌اطلاع نیستید.

این بر اعتبار شما نزد دخترتان افزوده و به او این امکان را می‌دهد که در زمان لازم با شما یا همسرتان صحبت کند.در سال‌های پایانی دبیرستان و یا دوران دانشجویی توضیح دهید هدف از رابطه با جنس مخالف پیدا کردن همسری مناسب است و نه خوش‌گذرانی‌های موقت. در این دوره کم‌کم با او وارد صحبت درباره ملاک‌های انتخاب همسر شوید و نظر او را جویا شوید. بیشتر به حرف‌های او گوش دهید نه اینکه برایش سخنرانی کنید و مطمئن باشید خود این گوش کردن بهتر از هر روش دیگری او را به تفکر وادار کرده، نظرات او را اصلاح کرده و او را با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌سازد.

دخترها مشکلات کوچک را از ترس برخوردهای خشن، از خانواده مخفی می‌کنند و خود این پنهان‌کاری، باعث سوء‌استفاده از جانب دیگران و بروز مشکلات شدیدتر می‌گردد.

مشخص کردن ضوابط خانه
در مورد تمایل دخترتان به خودآرایی بهتر است قبل از اینکه اختلاف و یا مشکلی پیش بیاید، محدودیت‌های خانواده را برایش توضیح دهید. محدودیت‌هایی که شما و همسرتان از او انتظار دارید رعایت کند. البته پیشنهاد می‌کنم هر چه قدر هم می‌خواهید دخترتان را در محیطی آزاد بار بیاورید باز محدودیت‌هایی را برایش در نظر بگیرید چرا که این موضوع به ویژه در سنین پایین، در درجه اول باعث حفظ ایمنی او می‌گردد.

زمانی برای تقویت رابطه
هر چند وقت یک بار وقتی را برای دخترتان در نظر بگیرید. مثلاً یک ساعت در ماه و در این زمان با او به صورت دو نفری به پارک بروید و در طی پیاده‌روی از حال و روزش خبردار شوید. البته توجه داشته باشید که افزایش این زمان به شکلی کنترل نشده خود می‌تواند شما را زمانی که او می‌خواهد ازدواج کند با مشکل روبه‌رو سازد و به نوعی باعث عدم تمایل به ازدواج در او گردد. داشتن رابطه‌ عاطفی مناسب با شما باعث کاهش توجه زودرس دخترتان به جنس مخالف شده و می‌تواند این میل را تا زمانی که معقولانه‌تر با موضوع برخورد کند، به تعویق بیندازد.

والدین می‌بایست نوجوان خود را تشویق كنند كه در جریان زندگی روزمره با جنس مقابل خود مواجه شده برای انجام امور جاری خود با آنها گفت‌وگو كنند. به خصوص گفت‌وگوی دختران و پسران در جمع خانواده‌ها دربارة مسائلی چون مسائل خانوادگی، تحصیلی، شغلی و ... .

از جمله اقداماتی كه می‌توانند در رشد متعادل عقلانی – عاطفی دختران مۆثر باشند به طور خلاصه عبارتند از:


1. تشویق دختران به عضویت در گروه‌های موجه و رسمی علمی، مذهبی، سیاسی، ورزشی، تحصیلی و ...

2. ترغیب دختران به پذیرش مسۆولیت در خانواده و پیروی از اصول و روش‌های عقلانی در جریان زندگی و انجام این مسۆولیت‌ها

3. شركت‌ دادن آنها در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی و مشورت با آنها

4. ارائه استقلال و آزادی‌های مشروع در تصمیم‌گیری‌های مربوط به خود

5. پرهیز از تحقیر و سرزنش و انتقادهای غیرسازنده

به تقویت همه جانبه عواطف دختران بپردازیم
دوران بلوغ و نوجوانی دوران شكفتگی عواطف و احساسات است و به غیر از تمایل به جنس مخالف تمایلات عاطفی دیگری نیز وجود دارند كه می‌توانند حوزه اندیشه و رفتار دختران را سخت تحت تأثیر خود قرار دهند. تمایلاتی همچون نوع دوستی، ایثار و فداكاری، تمایلات و گرایش‌های هنری در زمینه‌های مختلف، گرایش‌های مذهبی و نیاز به نجوا و نیایش، علاقه‌مندی به شهر و محیط زندگی و ...

دختران خود را به شركت در گفت‌وگوهای عادی و روزمره تشویق كنیم
گاهی مشاهده می‌شود كه برخی از دختران و پسران در جریان گفت‌وگوهای معمولی و روزمره با جنس مخالف، دچار اضطراب شده، علایمی همچون تپش قلب، لرزش دست‌ها، خشكی لب‌ها و دهان و تغییر رنگ چهره از خود نشان می‌دهند. در این دوره والدین می‌بایست نوجوان خود را تشویق كنند كه در جریان زندگی روزمره با جنس مقابل خود مواجه شده برای انجام امور جاری خود با آنها گفت‌وگو كنند. به خصوص گفت‌وگوی دختران و پسران در جمع خانواده‌ها دربارة مسائلی چون مسائل خانوادگی، تحصیلی، شغلی و ... . نوجوانان اینگونه درمی‌یابند كه جنس مقابل آنها یك موجود عادی است.


نوع مطلب : روانشناسی نوجوان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بزرگ ترین کمک والدین به نوجوان در حال بلوغ

تاریخ:سه شنبه 12 اردیبهشت 1396-07:23 ق.ظ



 شاید شما که الان این عنوان مقاله را دیدید به یاد ارتباطتان با دختر و پسر در حال بلوغتان افتادید. به این فکر کردید که آیا واقعا بهترین و مناسبترین نوع برخورد با آنها چگونه باید باشد؟ چگونه رفتار کنید تا نوجوانتان از خشم کمتری برخوردار شود؟

بلوغ با شکوه ترین مرحله زندگی
یکی از با شکوه ترین و البته سخت ترین مراحل رشدی هر فرد، دوران بلوغش می باشد. در این مرحله فرد نه در دوران خردسالی هست و نه در دوران بزرگسالی، کم کم از کودکی فاصله می گیرد تا بزرگ شود. کودک کم توان دیروز، حالا احساس قدرت می کند و خود را بزرگ می بیند. هر روز احساس های جدیدی را تجربه می کند و دوست دارد مستقل تر بشود. این درحالی هست که ممکن است والدینش جلوی استقلال او را بگیرند و همین امر باعث ایجاد خشم و پرخاشگری در او شود. والدینی که نوجوان در حال بلوغ دارند، باید سطح اطلاعات و آگاهی های خودشان را نسبت به بلوغ و تغییراتی که در نوجوان ایجاد می کند، بالا ببرند تا بتوانند ارتباط بهتری را با نوجوانشان برقرار کنند و همچنین با او همانند یک دوست باشند.


بلوغ چیست؟
بلوغ به مجموعه ای از تغییرات رشدی جسمانی و عقلانی گفته می شود. رشد جسمانی زودتر از رشد عقلانی شروع می شود و به ناگهان نوجوان از نظر ظاهری تغییرات زیادی را نشان میدهد که ممکن است برایش خوش آیند نباشد. کافیست نوجوانی اعتماد به نفس پایین هم داشته باشد همین مساله باعث گوشه گیری و منزوی شدن نوجوان می شود. معمولا این بحران از حدود 9 الی 19 سالگی در دختران و حدود 13 الی 19 سالگی در پسران اتفاق می افتد. پس بهتر است والدین قبل از رسیدن فرزندشان به این سن، سطح آگاهی خودشان را درباره بلوغ و نحوه ارتباط با نوجوانشان بالا ببرند. 


بزرگ ترین کمک والدین به نوجوان در حال بلوغ
یکی از مهم ترین کارهایی که پدر و مادر باید برای فرزندشان از کودکی و به ویژه در نوجوانی انجام بدهند، بالا بردن اعتماد به

 نفس و عزت نفس نوجوان است. عزت نفس به معنای دوست داشتن خود است. والدین باید کاری کنند تا نوجوانشان خودش را دوست داشته باشد و در نهایت به اعتماد به نفس یعنی جرات ورزی، برسد. راهکارهای زیر می توانند در بالا بردن اعتماد به نفس نوجوانان کمک کننده باشد:

1- در زمانی که نوجوانتان قصد صحبت کردن با شما را دارد، حتما با او تماس چشمی برقرار کنید.

2- هیچ گاه از ظاهر نوجوانتان، منفی نگویید. به او آرامش بدهید و بگویید که شما هم در دوران بلوغ چه تغییرات ظاهری را تجربه کرده اید. نشان دادن عکس هایتان در دوران بلوغ می تواند برای نوجوانتان خوشایند باشد.

3- محبت کردن را فراموش نکنید. با توجه به جنسیت فرزندتان و همچنین با توجه به نوع محبتی که فرزندتان نیاز دارد، حتما به او محبت کنید.

4- فراهم کردن امنیت نیز بسیار مهم است. هر زوجی ممکن است در زندگیشان با یکدیگر مشکلاتی را داشته باشند. اما مراقب باشید که مشکلات و تعارض هایتان را در حضور فرزندان مطرح نکنید و در مکانی به صورت خصوصی با یکدیگر راجع به تعارضتان صحبت کنید.

بلوغ به مجموعه ای از تغییرات رشدی جسمانی و عقلانی گفته می شود

 
5- تشویق کردن اصل دیگری است. حتما نوجوانتان را به دلایل مختلف، و با توجه به موفقیت هایی که به دست آورده است، تشویق کنید و به او انگیزه پیشرفت بدهید.

6- به فرزندانتان مسئولیت های با توجه به تواناییشان بدهید. این کار می تواند اعتماد به نفس آنها را بسیار بالا ببرد.

7- اگر نوجوانتان کار نامناسبی را انجام داد، هیچ گاه نگویید که دوستش ندارید و یا از دستش ناراحت هستید بهتر است به او بگویید که از کار یا رفتاری که انجام داده اید ناراحت شده اید.

برنامه ریزی کنید و زمان هایی را به فرزندانتان اختصاص بدهید

یکی دیگر از مسئولیت های والدین در قبال فرزندشان، این است که برای آنها وقت بگذارند. با توجه به شغلتان، جنسیت  و سن فرزندتان حتما برنامه ریزی نمایید. راهکارهای زیر می تواند برای داشتن یک برنامه خوب با هم بودن به شما کمک کند:

1- زمان مشخصی را از قبل تعیین کنید و به فرزندتان بگویید که می خواهید با او باشید.

2- در تمام مدتی که در کنار فرزندتان هستید سعی کنید به هیچ چیز دیگری الا فرزندتان و فعالیتی که قرار است انجام بدهید، فکر نکنید.

3- نظر فرزندتان را بپرسید که بیشتر تمایل دارد که به چه کاری با یکدیگر بپردازید. سینما، تئاتر، ورزش و ... . 


والدین عزیز! گوش به زنگ باشید... شما یک الگو هستید
سعی کنید که الگوی رفتاری خوبی برای فرزندانتان باشید. طرز لباس پوشیدن، صحبت کردن، رفتار کردن شما به راحتی می تواند بر روی فرزندتان تاثیر گذار باشد. فرزندتان اگر ببیند که شما در موقعیت های خشم آور به راحتی خشم خود را کنترل می کنید، طبیعتا او هم می تواند با تکرار و تمرین به این مهارت دست پیدا کند. 


جلسات نقد ماهیانه
معمولا نوجوانان از نقد شدن خوششان نمی آید. بهترین راهکار برای اینکه بتوانید رفتار نوجوانتان را نقد کنید این است که در ابتدا مهارت های انتقاد کردن را بیاموزید و در وهله بعدی اجازه دهید فرزندتان هم از شما انتقاد کند. هنگامی فرزند شما می بیند پدر و مادرش اجازه انتقاد شدن می دهند، اینجاست که نوجوان نیز راحت تر این مساله را می پذیرد. داشتن جلسات ماهیانه انتقاد می تواند کمک موثری باشد. 


شفاف و بی پرده صحبت کنید
والدین حتما باید بدون کنایه با فرزندشان صحبت کنند و تمام انتظاراتشان را به صورت شفاف و واضح به فرزندشان بیان کنید.



نوع مطلب : روانشناسی نوجوان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا کودک من زیاد سوال می پرسد؟

تاریخ:یکشنبه 10 اردیبهشت 1396-04:19 ب.ظ

کودکان دائم در حال یادگیری و مشاهده ی محیط اطراف شان هستند و زمان حال را درک می کنند . آنها دوست دارند درباره ی محیط اطراف شان اطلاعات به دست آورند، به همین دلیل دائم سوال می پرسند و زیاد حرف می زنند .

بچه ها فکر می کنند که والدین شان پاسخ همه ی سوالات آنها را می دانند ،  به همین دلیل از آنها می پرسند ، آنها احساس می کنند که هر چیزی علتی دارد و آنها می توانند با سوال پرسیدن به مسائل مختلف پی ببرند .

بنابراین وقتی کودکی از مادرش می پرسد : (( چرا اون مرده قدش اینقدر بلنده ؟ )) تعجبی ندارد گاهی اوقات کودک برای کاهش استرس و تنش خودش ، سوال می پرسد.

کودک از حیوانات می ترسد می پرسد : (( چرا اون سگه اینقدر پارس می کنه ؟ )) گاهی اوقات نیز کودک شروع می کند به حرف زدن و سوال پرسیدن تا بتواند با والدینش ارتباط برقرار کرده و به آنها نزدیک شود .

در بسیاری از موارد وقتی پدر و مادر پاسخ سوالات کودک را می دهند ، او دوباره همان سوال را می پرسد و یا این که از آنها دوباره سوال می پرسد و می گوید چرا والدین ممکن است از این که مجبورند مُدام جواب سوال های فرزندشان را بدهند ،  ناراحت می شوند .


گاهی آنها واقعا نمی فهمند که کودک شان چه چیزی می خواهد چون با توضیحات آنها قانع نمی شود .


بنابراین بهتر است قبل از پاسخ دادن به سوالات کودک ، از آنها سوال بپرسد تا بفهمید منظور آنها چیست و آنها واقعا چه چیزی از شما می خواهند  .

گاهی کودک مُدام از شما سوال می پرسد و وقتی جواب او رامی دهید ، دوباره از شما سوال می پرسد چون منظور شما را متوجه نشده است . او نمی تواند چیزهایی که خودش تجربه نکرده را درک کند .

نگرش کودک به مسائل مختلف  با شما تفاوت دارد ، به همین دلیل شما باید با توجه به سن  و سال او پاسخ سوال هایش را بدهید شما همچنین باید آمادگی شنیدن سوال های تکراری کودکتان را داشته باشید ، چون او باید یک مطلب را بارها در ذهنش مرور کند تا بتواند آن را درک کند .

 
کودکان معمولا سوال هایی می پرسند که پاسخ دادن به آنها مشکل است .

روزی بچه ای چهارساله از دوستش پرسید که چرا آنها فقط دو بچه دارند . مادر آن کودک دلش نمیخواست فرزندش را ناراحت کند و بگوید ما فقط دوست داشتیم دو تا بچه داشته باشیم ، بنابراین سوال را به کودک برگرداند و از او پرسید ، تو چرا فکر میکنی ما فقط دو تا بچه داریم ؟ کودک هم گفت ، چون دلتون خواسته !

گاهی کودکان سوال هایی از شما می پرسند که باعث شرمندگی شما می شود . مثلا وقتی با کودکتان به مغازه رفته اید ، او فریاد می زند و می گوید : (( چرا اون مرده اینقدر چاقه ؟ )) کودک نمی داند که آن مرد از شنیدن این مسأله ناراحت میشود .

کودک با دیدن آن مرد تعجب کرده و چنین سوالی را پرسیده است و باعث شرمندگی شما شده است. در این شرایط بهتر است پاسخ کودک را خیلی مختصر و مفید بدهید و بگویید : (( خدا اونو این طوری آفریده )) ، بعد سعی کنید موضوع بحث را عوض کنید و بعدا در مورد این مسأله بیشتر با او حرف بزنید.


اگر سوال های کودکتان شما را ناراحت می کند ، به خاطر داشته باشید که همیشه مجبور نیستید که پاسخ او را بدهید .

گاهی کافی است در تایید حرف های او سری تکان دهید و با این کار به  او نشان دهید که حرف هایش را متوجه می شوید. وقتی کودک متوجه میشود که به حرف هایش گوش می دهید ، همین برایش کافی خواهد بود.



نوع مطلب : روانشناسی کودک 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیامد های خطرناک قرار دادن طولانی مدت کودکان در مهد کودک

تاریخ:شنبه 9 اردیبهشت 1396-04:10 ب.ظ


بعد از صنعتی شدن جوامع و برابری زن و مرد در بازار کار نگهداری از کودکان همزمان با کار کردن برای والدین مشکل بزرگی بود. به دنبال همین امر مهد کودک ها افتتاح شدند. شاید در ابتدای وجود مهد کودک امتیازی مثبت به حساب می آمد اما بعد از مدتی پیامد های خطرناک قرار دادن کودکان در مهد کودک نمایان شد.


محققان دانشگاه علم و فناوری نروژ دریافتند کودکان نوپایی که والدین آنها را بیش از هشت ساعت در روز به مهد کودک می سپارند، یک سوم بیشتر از سایر کودکان در معرض ابتلا به استرس هستند.


به گفته محققان، کودکان کم سن و سالی که تمام طول روز را به همراه مادر خود سپری می کنند، آرامش بیشتری دارند، اما کودکانی که بیشتر ساعات را در دوران رشد خود در مهدهای کودک سپری می کنند، بیشتر دچار استرس می شوند.


محققان برای این مطالعه نمونه بزاق گروهی از کودکان خردسال را گرفتند و سطح کورتیزول -هورمون استرس- نمونه ها را بررسی کردند؛ انها دریافتند کودکانی که بیش از ۸ ساعت در روز به مهد کودک سپرده می شوند، دارای بیشترین میزان استرس هستند و علت آن دلتنگی و دوری از والدین و یا اختلافاتی است که درگیر آن با سایر کودکان می شوند.


براساس این گزارش، استرس در سنین اولیه زندگی می تواند مسیر رشد مغزی کودکان نوپا را تغییر دهد و باعث خجالتی شدن و یا کاهش اعتماد به نفس در آنها شود.

کارشناسان در این زمینه حمایت عاطفی پدر و مادر از کودک را توصیه می کنند و معتقدند که والدین پس از بازگرداندن کودک به خانه، باید زمان مفید و باکیفیتی را به فرزند خود اختصاص دهند و در کنار او باشند تا برخی از اثرات منفی حضور طولانی او در مهد کودک جبران شود.


محققان دانشگاه علم و فناوری نروژ در این مطالعه ۱۱۲ کودک خردسال تقریبا ۱۲ تا ۱۸ ماه را در مدت بالغ بر شش ماه بررسی کردند و دریافتند که سطح کورتیزول در این کودکان به طور خاص پس از هشت ساعت حضور در مهد کودک به بیشترین حد رسید، به واقع، این کودکان کم سن و سال که هنوز اجتماعی نشده اند و مهارت تکلم ندارند، در مهد کودک دچار استرس می شوند، به واسطه دوری از والدین در مهدهای کودک احساس دلتنگی دارند و شرایط سختی را تحمل می کنند.


ماریام بریت درگ لی نویسنده اصلی این تحقیق گفت: ما نمی دانیم استرسی که به این کودکان وارد می شود، مضر است یا خیر، اما والدین می توانند با صرف وقت بیشتر در کنار کودکان خود در بعد از ظهرها و ایام تعطیل، استرس آنها را کاهش دهند.

اختصاص زمان مفید با کودک می تواند در قالب شرکت دادن او در تهیه غذا، همنشینی با بکدیگر و همراهی با او در مشاهده تصاویر کتاب های داستان باشد تا از این طریق تاثیر احساسی که در زمینه از دست دادن پدر و مادر در مهد کودک تجربه می کند، کاهش یابد.

این مطالعه که در مجله Early Child Development and Care منتشر شد، همچنین نشان می دهد خجالتی بودن، ضعف اعتماد به نفس و احساسات منفی کودکان می تواند با افزایش سطح کورتیزول در کودکان بزرگتر در مهد کودک ارتباط داشته باشد.



نوع مطلب : روانشناسی کودک 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هفت راهکار برای بازیابی اعتماد به نفس پس از طلاق

تاریخ:جمعه 8 اردیبهشت 1396-05:34 ب.ظ

ارزش خود را حفظ کنید و از راهی دیگر قوی تر به زندگی تان ادامه دهید

طلاق دردناک است و خلاص شدن از این درد کار دشواری است. ولی برای بعضی از افراد طلاق می تواند تاثیرات منفی در اعتماد به نفسشان داشته باشد.

ولی نباید این اتفاق بیافتد.


در اینجا چند نکته برای حفظ اعتماد به نفستان در این مرحله‌ی گذار زندگی ارائه شده است:


1. از فکر کردن در مورد طلاق به عنوان یک شکست دست بردارید. ازدواجتان دوامی نداشته و به پایان رسیده است، و مانند شما بسیارزیاد هستند، امروزه طلاق بیشتر از قبل در جوامع مختلف بخصوص ایران صورت می پذیرد.

به یاد داشته باشید که جرأت آشنایی با آن را داشته باشید حتی اگر این آشنایی کار آمد نیست و باعث رنج شما می شود. فکر کردن در مورد طلاق به عنوان انتقال به مرحله ی دیگری از زندگی تان- باعث می شود که شما برای مرحله ی بعدی تجربه ی بهتری داشته باشید.


2. برای انچه از دست داده اید غصه بخورید. اگر شما مدام سعی در نادیده گرفتن قسمت های خوب ارتباط داشته باشید (مطمئنان قسمت های خوبی هم وجود داشته است)، تا زمانی که این کار را می کنید غصه دار خواهید بود.

بگذارید برای قسمت های خوب ارتباط هم دلتان تنگ شود. بنابراین این احساسات از شما عبور می کنند و پراکنده می شوند، و جای جدیدی برای احساسات جدیدی فراهم می شود.


3. اجازه ندهید که احساسات شما رفتارتان را تحت تاثیر قرار دهد. عصبانی بودن از همسر سابقتان یک چیز است و به دادگاه رفتن به خاطر آن چیز دیگری است. از دست دادن یک نفر هیچ تاثیری در شرایط ندارد؛ به خاطر سپردن آن هم به همین صورت است. احساس دوست داشته نشدن هم دردناک است. پیدا کردن یک رابطه ی جدید می تواند درد را طولانی کرده و دو برابر کند.

از روی احساسات که ممکن ایت موقتی باشند عمل نکنید. به جای آن، بر اساس ارزش های خود عمل کنید، در صورت وجود کودکان به انها عشق بورزید، و به اهدافتان فکر کنید.

مشکلی نیست که در ذهنتان به جلو و عقب بروید، ولی اینکه شما در زندگی واقعی تان بر طبق احساساتتان عمل کنید دنیای شما را ویران خواهد کرد. بر روی رفتارتان کنترل داشته باشید این کار شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.


4. این تصور را نداشته باشید که کودکانتان آسیب جبران ناپذیری دریافت کرده اند. تحقیقات نشان داده است که زندگی کردن با والدینی که به صورت مکرر با یکدیگر درگیر هستند به کودکان آسیب می زند. اگر ازدواج شما سطح بالایی از درگیری را دارد، طلاق شما می تواند به کودکانتان آرامش بیشتری ببخشد.

ولی توجه داشته باشید: چگونه طلاق گرفتن شما می تواند تاثیر خوبی بر روی کودکان داشته باشد…


5. هیچگاه در مقابل کودکانتان از والد دیگر بدگویی نکنید. مهم نیست که همسرتان چه کاری انجام داده است، بد دهنی در مقابل کودکان تنها باعث خراب شدن رابطه ی شما با کودکتان می شود. این گونه صحبت کردن به احساسات او آسیب خواهد زد.

خواه همسر سابقتان والد کودک باشد یا نه، همچنان در مورد کلماتی که در مورد در مقابل فرزندتان به کار می برید دقت کنید. شما کسی هستید که انتخاب کرده اید که با این شخصیت باشید؛ از احساس اعتماد به نفستان و احساسات فرزندانتان به وسیله ی اجتناب کردن از صحبت کردن بد در مقابل کودکانتان در مورد همسر سابقتان، حفاظت کنید.


6. به بدنتان برسید. اگر شما قبلا به بدنتان توجه نمی کردید، بعد از طلاق فرصت مناسبی برای شروع است به پزشکتان مراجعه کنید.

اگر شما کار فیزیکی انجام می دهید یا ورزش می کنید خیلی مهم است که این کار را ادامه دهید.

تمرینات ورزشی باعث ایجاد احساس خوبی می شود. پس برای این کار برنامه ریزی کنید و هدف داشته باشید. با همه ی اتفاقاتی که رخ داده است شما شایستگی داشتن احساس خوب را دارید. یک برنامه ی تناسب اندام یا یک هدف جدید مانند یک ماراتن کوتاه می تواند خلق شما را بهبود بخشیده و اعتماد به نفستان را افزایش دهد.


7. در جستجوی حمایت باشید بخصوص اگر بعد از طلاق احساس دوست داشته نشدن می کنید. به دنبال یک درمانگر مهربان باشید، و در مورد اتفاقی که در ازدواج شما رخ داده است صحبت کنید.

زیرا بار احساس گناه، شرمساری، یا احساس بی ارزشی رفتن مواردی هستند که می تواند برای شما اتفاق بیافتد و شما باید برای این اتفاقات کاری انجام دهید.

زمانی که شما به اتفاقاتی که برای شما به دلیل طلاق اتفاق افتاده است رسیدگی کنید شما می توانید بر سرنوشت خود احساس کنترل داشته باشید.

شجاعت توجه و نگاه کردن به مسائل درونی تان، و انجام دادن برخی از موارد بالا، شما را متقاعد خواهد کرد که شما شجاع، انسانی در حال رشد هستید- کسی که استحقاق محبت و احترام و اعتماد به نفس را دارد.



نوع مطلب : روانشناسی ازدواج 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روانشناسی نوجوان

تاریخ:یکشنبه 3 اردیبهشت 1396-07:31 ب.ظ

تاریخچه روانشناسی نوجوانی

در نوشته‌های پاپیروس مصری حدود 4000 سال پیش نسبت به دوره نوجوانی اظهار نگرانی شده است و نیز در قدیمیترین مطالعاتی که در زمینه نوجوانی به عمل آمده است، فلاسفه بزرگ یونان جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده‌اند، از جمله افلاطون و ارسطو. ارسطو تغییرات مربوط به دوره نوجوانی را شرح داده و تاریخ تقریبی آن را در نزد دختران و پسران یونانی در حدود چهارده سالگی تعیین کرده است. در دوارن اخیر ژان ژاک روسو در کتابهای خود از اسرار دوران رشد که آن را تولد ثانوی نامیده است بحث می‌نماید.

مقاله‌ای که برنهایم در سال 1892 به نام مطالعه درباره بلوغ منتشر ساخت، اولین اثری است که پژوهشگران مختلف را به اکتشاف در جان بلوغ وادار کرد. 1800 پزشک به مطالعه بلوغ جنسی و تغییرات همزمان با آن توجه خاصی پیدا کردند. اما برای اولین بار استانلی هال نوجوانی را به حیطه روانشناسی نوین وارد کرد. او توجه خود را بر خصوصیات روانی نوجوانان متمرکز کرد و اهمیت مطالعه این دوارن را یادآور شد. نظریه‌های تحولات فرد را تکراری از تحولات نوع می‌داند و به طبع نوجوانی به علت نزدیک بودن به بالاترین مرحله تحول نوع ، مقام ممتازی می‌یابد.

پژوهشهای استانلی هال که او را پدر روان شناسی نوجوانی می‌دانند با انتشار کتاب "بلوغ" در سال 1905 به اوج اهمیت خود رسید و سبب پیدایش علمی بنام هبلوژی یا علم به احوال جوانی شد. محققین با اتکا به این علم جدید و جوان به اکتشاف در جهان ناشناخته‌ای به نام نوجوانی پرداختند و نتیجه این تلاشها منجر به این مفهوم گردید که قرن بیستم را عصر نوجوان شناسی علمی لقب داده‌اند.

نظریات مختلف در روانشناسی نوجوانی

نظریاتی که در ارتباط با روانشناسی نوجوانی ارائه شده‌اند و یا به نحوی در مسیر مباحث خود به بررسی نوجوانی پرداخته‌اند را می‌توان در چند دسته طبقه بندی کرد:

  • نظریات زیست شناختی نوجوانی شامل نظریه بازپیدایی هال
  • ریخت شناسی تکوینی گزل
  • ریختهای بدنی کرچمر
  • هیات بدنی زیلر
  • نظریات روان شناختی شامل نظریه ساختار مرحله‌ای کراچ
  • سلسله مراتب ارزشی اسپرانگر
  • نظریه میدانی لوین
  • نظریات روانی اجتماعی و جامعه شناختی شامل نظریه اجتماعی کردن دیویس
  • وظیفه رشدی هویگهرست
  • نظریه جامعه شناختی کینگزلی دیویس
  • نظریه روان علیل گری شامل نظریات اریک اریکسون
  • نظریات انسان شناختی

علیرغم نظریات پراکنده و بعضا متعارفی که در زمینه نوجوانی مطرح گردیده است، وجود مفاهیم متشابهی نیز میان برخی از آنها به چشم می‌خورد که پیوند زدن تعدادی از نظریه‌ها را با یکدیگر ممکن می‌سازد.

مباحث مورد بحث در روانشناسی نوجوانی

آنچه عمدتا در روانشناسی نوجوانی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، تغییرات مربوط به این دوران ، مسائل و مشکلات مربوط به این تغییرات و شیوه‌های تربیتی مربوط به این دوره است. در بخش مربوط به تغییرات ، تغییر و تحولات در زمینه‌های جسمی و جنسی ، روانی - عاطفی ، اخلاقی و اجتماعی بررسی می‌شوند. مسائل و مشکلاتی که در هر یک از زمینه‌ها ممکن است رخ بدهد و شیوه حل این مشکلات در سطح فردی و اجتماعی مورد بحث قرار می‌گیرند. بطور کلی اهداف عمومی روانشناسی نوجوانی را را می‌توان به صورت زیر بر شمرد:

  • شناخت علمی نوجوانان در ابعاد گوناگون (فیزیکی ، جسمی ، اجتماعی ، عاطفی و اخلاقی)
  • شناخت نیازهای اساسی نوجوانان و تلاش در جهت تامین آنها
  • درک صحیح مساله بلوغ به عنوان نقطه عطف زندگی نوجوان
  • شناخت مشکلات اصلی نوجوانان
  • راهنمایی و هدایت و یاری رسانیدن به نوجوانان برای حل مشکلات خویش
  • اتخاذ شیوه های اصولی در برخورد صحیح با نوجوانان
  • ایجاد هماهنگی و تدابیر خاص به منظور یک دست نمودن سیاست های تربیتی نوجوانان
  • ارائه بینش صحیح به نوجوانان در جهت شناخت بلوغ و ایجاد واقع بینی در آنان
  • چگونگی اتخاذ تدابیر مشاوره‌ای در رابطه با نوجوانان دشوار

روش پژوهش در روانشناسی نوجوانی

روش پژوهش این حوزه نیز همچون سایر حوزه‌های روانشناسی ، با روشهای علمی پژوهشی صورت می‌گیرد. به لحاظ اینکه نوجوانی از مباحث مربوط به روانشناسی رشد است، مطالعات طولی معمولا مورد استفاده قرار می‌گیرد و بسته به نوع موضوع مورد مطالعه از مطالب مربوط به نوجوانی شیوه‌های فردی یا گروهی پژوهش کاربرد دارند. در هر حال رعایت کلیه جوانب شیوه‌های علمی پژوهشی در این حوزه نیز تحقق می‌یابد.

کاربرد یافته‌های روانشناسی نوجوانی

یافته‌های حاصل از پژوهشهای روانشناسی نوجوانی در تمام بخشهایی که به نحوی با گروه نوجوانان در ارتباط هستند کاربرد دارد. عمده‌ترین این بخشها ، آموزش و پرورش است که با گروه گسترده‌ای از نوجوانان در مقطع راهنمایی و متوسطه در ارتباط است می‌باشد. یافته‌های حاصل از روانشناسی نوجوانی به صورت کاربرد در طرح برنامه‌ریزیهای آموزشی و تربیتی کاربرد دارد. که در این راستا آموزش و اطلاع رسانی به کلیه دست اندکاران آموزشی و پرورشی ، معلم ، مدیر ، سایر مسئولین ضرورت می‌یابد. در جنبه‌های مختلف و آگاهی از شیوه‌های تربیتی مناسب برای این دوران خانواده‌ها را در اتخاذ روشهای مناسب در برخورد با نوجوانان یاری خواهد داد.

مراکز مشاوره‌ای ، ورزشی ، فرهنگی و تفریحی و همچنین کانونهای اصلاح و تربیت از جمله مراکزی هستند که یافته‌های روانشناسی نوجوانی کاربرد فزاینده در آنها می‌تواند داشته باشد. شناخت رفتار هنجار متضمن آشنایی با ویژگیهای طبیعی دوران نوجوانی است. بنابراین آنچه که تحت عنوان منفی گرایی نوجوان و یا استقلال طلبی او برای خانواده و مربیان نگران کننده باشد، به مدد یافته‌های روانشناسی نوجوانی قابل تحملتر شده و اتخاذ تدابیر تربیتی مناسب و شیوه‌های برخورد مطلوب با این ویژگیها الزامی می‌نماید.


نوع مطلب : روانشناسی نوجوان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روانشناسی ازدواج

تاریخ:جمعه 1 اردیبهشت 1396-03:04 ب.ظ

مقدمه

ازدواج یکی از مراحل مهم در زندگی انسان به شمار می‌رود. نتایج اطلاعات متعددی که در مورد ازدواج انجام شده بر اهمیت آن در سلامت جسمانی و روان شناختی تأکیده کرده‌اند. در دهه‌های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان بالینی و خانواده به کیفیت روابط زناشویی ، رضایت زوجین و تأثیر آن در سلامت خانواده جلب شده است. بطور کلی آنچه در مباحث روانشناسی ازدواج مورد توجه است بررسی عوامل مؤثر بر ازدواج و عوامل ارتقاء دهنده شرایط کیفی ازدواج است که مباحثی چون نقش عوامل مادی ، فرهنگی ، روانی ، شخصیتی را بر تصمیم گیری ازدواج و رضایت ازدواج را در بر می‌گیرد.

تاریخچه روانشناسی ازدواج

ازدواج به عنوان یکی از رویدادهای مهم مرحله انتقال به بزرگسالی مقوله‌ای بسیار پیچیده است. شروع مطالعه علمی و دقیق در این مورد به سال 1930 بر می‌گردد، که بطور گسترده‌تر در سال 1950 تغییراتی عمیق در پروژهشهای مربوط به آن صورت گرفت. اولین تحقیق منتشر شده در مورد روانشناسی ازدواج اثر ترمن و همکارانش بود. آنها تلاش کردند به این سؤال پاسخ دهند که چه تفاوتهایی می‌تواند بین ازدواج موفق و ناموفق داشته باشد.

مباحث روانشناسی ازدواج

بطور کلی می‌توان گفت در روانشناسی ازدواج دو دسته مبحث کلی مورد توجه است. یک دسته مباحثی است که به شرایط قبل از ازدواج و در واقع به مرحله تصمیم گیری برای ازدواج می‌شود، در دسته دیگر مطالبی را شامل می‌شود که به مراحل حین ازدواج و بعد از ازدواج مربوط هستند. در زیر به برخی از آنها می‌پردازیم.

تصمیم گیری برای ازدواج

در این مرحله تلاش می‌شود سؤالاتی از این قبیل پاسخ داده شود که یک فرد چگونه می‌تواند زوج مناسبی برای خود انتخاب کند؟ در انتخاب زوج چه اولویتهایی را مد نظر قرار دهد؟ آیا شرایط مادی مهمتر هستند یا شرایط خانوادگی و فرهنگی؟ عوامل شخصیتی تا چه اندازه می‌تواند ازدواج موفقی را پیش بینی کند؟ آیا تناسب و همانندی در صفات شخصیتی مهمتر است یا مکمل بودن این خصوصیات؟ چگونه می‌توان فهمید دو نفر از لحاظ شخصیتی چقدر با یکدیگر تناسب دارند و غیره. روانشناسی ازدواج تلاش کرده با انجام تحقیقاتی به سؤالات فوق پاسخهای مناسب ارائه داده و نتایج یافته‌های خود را در فرآیند مشاوره ازدواج در اختیار افراد قرار دهد.

آنچه در فرآیند مشاوره ازدواج در این مرحله مورد توجه است، رعایت اصل تناسب و اصل اولویت بندی است. بر اساس اصل تناسب گفته می‌شود هر اندازه افراد از لحاظ شرایط مادی ، فرهنگی و شخصتی ، تحصیلی متناسب با یکدیگر باشند ازدواج موفقتری خواهند داشت. به همان اندازه که ازدواج یک فرد از طبقه اقتصادی بسیار بالا با فردی از طبقه اقتصادی پایین عدم هماهنگی و در نتیجه احتمال عدم موفقیت را به همراه خواهد داشت، عدم تناسب ویژگیهای شخصیتی نیز (حتی بیشتر) مشکلات عمیق را بروز خواهد داد.

تصور کنید ازدواج یک فرد با ویژگی شخصیتی برونگرایی با فردی با ویژگی شخصیتی درونگرایی را. با توجه به اینکه افراد برونگرا تمایلات شدید به شرایط بیرونی مثل برقراری روابط اجتماعی، حضور در جمع و غیره دارند و افراد درونگرا برعکس تنهایی را بیشتر می‌پسندند، به نظر شما ازدواج موفقی خواهند داشت. بر اساس اصل الویت بندی گفته می‌شود چون در عمل ، امکان ازدواج با فردی که از تمام جنبه‌ها مطابق با شرایط و مدارکهای فرد باشد پایین است، بنابراین توصیه می‌شود با اولویت بندی و امتیاز دهی به هر یک از جنبه‌های مورد ملاک ، تصمیم گیری را آسانتر انجام دهند. این نوع اولویت بندی در کلیه تصمیم گیریها مورد نظر است.

شروع و تداوم ازدواج

در این مرحله مسائلی مورد بررسی قرار می‌گیرند که آغاز یک ازدواج موفق و تداوم آنرا تحت تأثیر قرار می‌دهند. با توجه به اینکه دو فردی که با امر ازدواج تصمیم می‌گیرند زندگی مشترکی را زیر یک سقف آغاز کنند، تفاوتهای عمیقی دارند که بخشی از آن به تفاوتهای زن و مرد و بخش دیگر به تفاوتهای اقتصادی ، فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی و ... باز می‌گردد. رسیدن به یک خط تعادلی مشترک به نظر ، کلی مشکل می‌رسد. البته در اوایل زندگی با توجه به ویژگی آرمانگرایی که هر دو طرفین دارند، این مشکلات هر چند وجود دارند اما شاید کمتر به چشم بخورند.

در هر حال لازم است افراد در شرف ازدواج و زوجهای جوان مطالبی را که معمولا به عنوان عوامل آسیب رسان به رابطه همسران شناخته می‌شوند بشناسند و در مواردی که به استحکام روابط آنها کمک می‌کنند آموزش بینند. روان شناسی ازدواج در این مرحله آشنایی با تفاوتهای زن و مرد ، روند حل مسأله، مواجهه با تغییرات اساسی، شیوه تعاملات مناسب را آموزش می‌دهد.

چه عواملی تأثیر منفی بر ازدواج می‌گذارند؟

عوامل زیر در عدم موفق ازدواج تأثیرات اساسی دارند:


  • عدم تناسب فرهنگی ، اجتماعی ، شخصیتی و اقتصادی

  • عدم آشنایی زوجها با برقراری ارتباط مناسب و تعاملات سازنده: زوجهایی که روابط متعادلتری برقرار می‌کنند، معمولا موفقتر هستند. زوجهای ناموفق افرادی بوده‌اند که یک یا هر دو آنها توان برقراری رابطه مثبت را نداشته‌اند یا بیش از حد به این روابط بها داده‌اند، بطوری که به نوعی وابستگی کشانده شده‌اند. به عبارتی به همان اندازه که سردی در روابط عمدتا مشکل آفرین است، علاقمندی مفرط و خارج از حد که به صورت وابستگی و چسبندگی ظاهر می‌شود مشکل آفرین خواهد بود.

  • عدم آشنایی زوجها با فرآیندهای حل مسأله و مواجهه با تغییرات اساسی زندگی: با توجه به اینکه هر فردی در طول زندگی خود با مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شود، برای حل این مسائل فنونی را بکار می‌برد. برخی از این فنون منفی و برخی دیگر مثبت هستند. هر چه زوجها توان حل مشکلات را به شیوه مثبت داشته باشند و مثلا بجای قهر ، داد و بیداد و غیره که شیوه‌های منفی هستند، به شیوه مؤثرتری مثل بحث و گفتگوی آرام و ... مسائل ما بین خود را حل و فصل کنند، موفقتر خواهند بود.

  • ازدواج قبل از 20 سالگی و یا پس از 30 سالگی

  • زوجین بعد از یک اتفاق یا حادثه ناراحت کننده ازدواج کرده باشند.

  • یک یا هر دو شریک زندگی در صدد فاصله گرفتن از خانواده اصلی خود باشند، یا یکی یا هر دو آنها به خانواده خود وابسته باشند.

  • زوجین دارای منظومه‌ای از برادران و خواهران ناسازگار باشند.
  • زوجین در محلی بسیار نزدیک یا بسیار دور از هر یک از خانواده‌های اصلی خود سکونت داشته باشند.
  • زوجین از نظر مالی ، فیزیکی و یا عاطفی به خانواده خود وابسته باشند.
  • زوجین قبل از یک دوره آشنایی 6 ماهه و یا پس از دوره نامزدی سه ساله ازدواج کرده باشند.
  • جشن ازدواج بدون حضور اعضاء خانواده یا دوستان برگزار شده باشد.
  • زن پیش از ، یا در طول اولین سال ازدواج باردار شده باشد.
  • هر یک از زوجین با برادران ، خواهران و یا والدین خود رابطه ضعیفی داشته باشد.
  • هر یک از زوجین دوران کودکی یا نوجوانی خود را دوران ناخوشایند تلقی می‌کنند.
  • الگوها در هر یک از خانواده‌های زوجین بی‌ثبات باشد.


نوع مطلب : روانشناسی ازدواج 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()